برای مادر
یــا علی رفــتم بــقیع امـا چه سود هرچــه گشتم فــــاطمه آنــجا
نبود
یــا علی قــبر پرســتویــت کجاست آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست
هرچـــه باشد من نــمک پــروردهام دل به عشق فاطمه خوش کردهام
پیامبر اکرم(ص):
مریم بانوی زنان عصر خود بود، اما دخترم فاطمه بانوی همه زنان جهان از اولین و آخرین است.
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشتههای چادرت دست نیاز
میآویزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه میزند برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمهسار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخمها و داغها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانهات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
وجود مبارک حضرت فاطمه(ع) تنها یک تفکر یا تصور یک حقیقت حیاتبخش نیست، بلکه تجسمی عینی و زنده از برکت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاکی انسان معناگرا مجبور بود گوشههایی از نعمت یک زن مقدس را در اسطورهها، الههها و افسانهها جستجو کند یا متوسل به پاکدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاکی و عینی ایشان برای انسان کمالگرا یک الگوی زنده وجاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام فاطمه(س) دختر رسول اکرم(ص) بود.
از این رو است که فاطمه(ع) را ناموس و
علت هستی میدانند. اگر فاطمه(ع) پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاک هبوط را به قدوم خود مبارک نمیکرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد کنند. جهانیان با توسل به اوست که توکل به احد را میآموزند و از نور هدایت ایشان است که برکت زندگی دنیایی درک میشود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:16 توسط یا پنج تن آل عبا
|
* اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَهلِبَیتِ النُبُوَه (ع)*