یلدای سرخ

شب یلداقدم آرام بردار کمی هم احترام مانگهدار
تومیبینی ربابم غصه داراست بنی هاشم هنوزم داغداراست
صدای العطش درگوش مانده بدنها بی کفن هرگوشه مانده
شب یلداتوهم چله نشین باش سیه پوش غم سالاردین باش

شب یلداقدم آرام بردار کمی هم احترام مانگهدار
تومیبینی ربابم غصه داراست بنی هاشم هنوزم داغداراست
صدای العطش درگوش مانده بدنها بی کفن هرگوشه مانده
شب یلداتوهم چله نشین باش سیه پوش غم سالاردین باش

گل نرگس گل نورانی الله بیا مهدی بیا یا حجت الله
گل نرگس گل رسول الله بیا مهدی بیا یا بقیت الله
گل نرگس گل ولی الله بیا مهدی بیا یا حبیب الله
گل نرگس گل عزیز زهرا بیا مهدی بیا مولا
گل نرگس گل منتظران بیا مهدی بیا یا صاحب الزمان
گل نرگس گل قلبها ، بیا مهدی بیا مگذار بیش از این ما راتنها
گل نرگس گل خوشبو بیا مهدی بیا یا گلشن مینو
گل نرگس گل زیبا
بیا مهدی بیا یا روشن کن چشممان را به جمالتان آقا
گل نرگس گل نیکو بیا مهدی بیا ای گل خوشبو
گل نرگس گل مهربان بیا مهدی بیا ای جان جانان
گل نرگس گل شادی بیا مهدی بیا ای عشق آسمانی
گل نرگس گل مهر و محبت بیا مهدی بیا تا کنیم روی ماهت را زیارت.
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر
و نزدیک اذان بود که پیچید در آفاق همه نغمه ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش
که آن لحظه بود لحظه ی شیرین اجابت و باز است به درگاه الهی در رحمت
شدم غرق عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یا رب تو رهایم کن ازین بند
و گفتم به خدا بین دعایم
که دلتنگ اذان حرم کرببلایم
همانجا که دل از سوز فراغش شده بیتاب
همانجا که زده دست به دامان زمین خوشه ی مهتاب
همان وادی سوز و عطش و درد
همان وادی شرمندگی آب
همان وادی پاک حرم حضرت ارباب
همانجا که زمینش همه نور است
حضور است ، حماسست ، غرور است
پر از شور و شعور است
شرفمند تر از وادی طور است
و فرش حرمش از پر حور است
و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است
همانجا که حرمخانه ی دلهاست
و عشقش همه در آب و گل ماست
عبادتگه موسی است
دخیل حرمش حضرت عیسی است
زیارتگه زهراست
چه زیباست ، چه غوغاست خدا محو تماشاست
به یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست
مکانی که قدم رنجه نمودست گل یاس
طوافش کند از عشق و احساس
به لبهاش بود ذکر ابالفضل
و دریای دو چشمش پر الماس
همان کعبه ی کوچک که بود نام قشنگش کف العباس
مکانی که در آن عشق زند موج لبالب
همانجا که زند پر دل من هر دم و هر شب
همانجا که به خاکش همه جا هست نشان از قدم محترم حضرت زینب
همان خاک که هم بدر و احد خندق و احزاب و حنین است
همانجا که زمین معرکه ی عشق حسین است خیابان
بهشتی که معروف به بین الحرمین است
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم
که اسیرت شده با جذر و مدی طوفانی
به سر تخت سلیمان به طلا نقش شده
هرکه افتاد به خاک تو کند سلطانی
علّت اوّل دیوانگی ماست حسین
عقل افتاده در این دام به سرگردانی
دام زنجیر نگردد دل دیوانه ی ما
شعله ای نیست که خاموش شود حیرانی
قبله ی چشم من و گوشه ی بین الحرمین
«تربت کرب و بلا باد به ما ارزانی»

كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
نديده ديده ى گيتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر
دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .
هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد .
بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید .
خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند .
هر که علم و دانش را جوید برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، باید آتش را جای نشستن خود گیرد .
ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...!
فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟!
خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم...
و این است عظمت پروردگار عالمیان

مــــــــــن اینجا،
کنار همین رویاهای زودگذر،
به انتظار آمدن تـــــــو ،
خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
..
نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم…
اما
ایـــــــــــــن روزها…
به لطـــــــــــفِ تــــــــــو…
انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم….!
.آنقدر چشم، انتظار آمدنت نشستم
که تمامی دربهای باز،
بر روی پاشنه انتظار پوسیدند
نگاه کن آن دور دستها یکی تنها به انتظار ایستاده
لبخندی عاشقانه ، دستی برایش تکان بده…
تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش…
.اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست
بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست
دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم
ولی برای دل من مزار هم خوبست . . .
.
کدام راه است که پای خسته را نشناسد
کدام کوچه خالی از خاطره است
و کدام دل هرگز نتپیده به شوق دیدار
بیا تا برایت بگویم از سختی انتظار
که چگونه در دیدهای بارانی رنگ هذیان به خود میگیرد ….
..
تا زنده ام می نشینم به انتظارت
شاید هم نیایی …
من کارم را می کنم …
..
انتظارت چه زیباست
وقتی که لبه جاده ی دل تنگی ایستادمو
تو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می آیی …


حسين آئينه نور خدائي است وجودش عين مصباحالهدايي است
اگر قرآن ناطق مرتضي بود حسين ايجاز آن در نينوا بود
بخوان اجمال و تفضيل امامان زخم يک جرعه زن با تشنهکامان
گرين يک جرعه از جام حسين است نصيبت نور آفاق و شين و عين است
بنازم شور مرکب راندنش را فراز نيزه قرآن خواندنش را
عبورش را ز خط آتش و خون حضورش را در اوج هفت گردون
سپرافکندن شب را به پايش طلوع صبح را در چشمهايش
غبار سم اسبش چون که خيزد به مستي سرمه در چشم تو ريزد
شهامت شرح قاموس حسين است شجاعت آستان بوس حسين است
نام شاعر:نادر بختياري
ز بس در گلو عقده دارد دلم به زانوي غم سر گذارد دلم
چنان داغدار توام روز و شب که خونابه از ديده بارد دلم
تو را اي خدايي ترين آرزو به دست خدا ميسپارد دلم
تو رفتي ولي ياد تو ماندني است پس از تو چنين مينگارد دلم
اسيرم اسير غم عشق تو سر کوي تو خانه دارد دلم
نام شاعر:عباس براتيپور
الا خورشيد عالمتاب ،ارباب قرار هر دل بيتاب، ارباب
نه تنها من که ديدم آفرينش تو را ميخواندت ارباب، ارباب
به هر ابري که افتد چشم مستت از او بارد شراب ناب، ارباب
تو آن بودي که هر شب در بر تو گدايي ميکند مهتاب ،ارباب
من آن در را که غير از او دري نيست کنم با قلب دقالباب، ارباب
بياد چشم تو بيمارم امشب طبيبا بر سرم بشتاب، ارباب
اگرچه ريزه خوارم بازگويم بيا امشب مرا درياب ،ارباب
به بيداري اگر قابل نباشم مرا امشب بيا در خواب، ارباب
چو شمعي در هواي کربلايت دلم شد قطره قطره آب، ارباب
ز چشمانم از اين چشم انتظاري چکد هم اشک هم خوناب، ارباب
نام شاعر:حاج حيدر توكلي
نام جانبخش تو چون بر دهنم ميآيد عطر فردوس برين از سخنم ميآيد
زمزم اشک ز چشم تر من ميجوشد نام شيرين تو چون بر دهنم ميآيد
اي مسيحا دم عالم ز نسيم مهرت روح ايمان و يقين بر بدنم ميآيد
همچو جان سخت گرانقدر و عزيز است مرا ز تو هر غم که به جان و به تنم ميآيد
دل نشسته است به سوگ و به عزايت شب و روز ناله و گريه ز بيتالحزنم ميآيد
از شرار غم تو سوختم اما شادم که به سويت خبر سوختنم ميآيد
گر پس ازمرگ ببويند مرا در دل خاک نکهت مهر حسين از کفنم ميآيد
گرچه خارم چو «وفايي» ولي از لطف حسين روز محشر خبر گل شدنم ميآيد
نام شاعر:سيد هاشم وفايي
من آواره ميخواره بدنام کجا حرمت ميکده و جام و مي گلگونم
شده بدنامي من ورد زبانها ساقي ببر از دايره کون و مکان بيرونم
مدتي از سر خوان کرمت دور شدم کس نپرسيد چرا غمزده و محزونم
نرود از در ميخانه مهرت هرگز گرچه مژگان تو هردم بکشد در خونم
کرمي کن در ميخانه به رويم بگشا که همه هستي خود را به تو من مديونم
هستيام ميدهم و کرب و بلا ميخواهم غير از اين هرچه دهندم به خدا مغمونم
تا نفس دارم و فريادزنان ميگويم که من از لطف تو در هر دو سرا ممنونم
نام شاعر:مهدي محمدي
دلخوشم من چون گداي اين درم هم گداي فاطمه هم حيدرم
سوي اين در هست دائم دست من نيست حاجت بر سراي ديگرم
آبرويم از در اين خانه است زين سبب از خلق عالم برترم
تا که آيد نام زيباي حسين (ع) اشک آيد از دو چشمان ترم
روضههايش چون به گوشم ميرسد ميزند بر سينه و دل آزرم
کاش ميشد کربلا باشم شبي تا به برگيرم مزار دلبرم
ياد دارم کودکي بودم ولي شور عشقي بود دائم در سرم
تا که آيام محرم ميرسيد مينمودم رخت ماتم در برم
ياد دارم مانده در گوشم هنوز گريههاي بي صداي مادرم
اينچنين ميگفت با صد شور و شين من فداي کام عطشان حسين (ع)
نام شاعر:حامد كاظمي

تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست
از قیام تو پیام تو عیان است هنوز
همه ماه است محرم ، همه جا کرب و بلاست
در جهان موج جهاد تو روان است هنوز . . .
زنجير از پاي بيگناهي باز کنيم
اگر سينه نميزنيم !
سينه دردمندی را هم نسوزانيم
اشکي اگر نميريزيم !
اشک از چهره ي مظلومي پاک کنيم
غمه نزنيم ! عوضش غم از چهره کودک يتيمي برداريم . . .
اگه سياه پوش نکرديم خيالي نيست ولي کسي را هم سياه نکنيم. . .
مواظب حرف زدنتان باشید
چون عصبانیت شما فروکش خواهد کرد
ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند برای همیشه…!

خاک حرمت ، مهر نماز است حسین
راه تو ، همیشه چارهساز است حسین
ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین
یا صاحب الزمان تو می آیی و انتظار از لغتنامه ها پاک می شود.
اللهم عجل لولیک الفرج
تا كنون به اين مسئله، فكر كرده ايم كه ما در شبانه روز، چند مرتبه، شكرِ خداي مهربان را به جاي مي آوريم؟
اصلاً ما اين كار را مي كنيم يا خير؟!
نعمتهاي ظاهري خدا؛ مانند: چشم، گوش، دست، پا، درختان، آب، آسمان، خورشيد و هزاران موجود و خلقتِ ديگر كه دست به دستِ هم مي دهند تا چرخه ي زندگيمان درست بچرخد!
نعمتهاي نهانِ خدا مانند: قلب، مغز، خوني كه در رگهاي ما جاريست، فنري كه در پلك ماست، لولايي كه دهانِ ما را باز و بسته مي كند، ابروهايي كه مانند سايبان از چشمِ ما محافظت مي كنند و صدها نمونه ي مشابهِ ديگر كه جاي تامل و تفكرِ بسيار زيادي دارد...خداوند هيچ گاه در قبال نعمتهايي كه به ما داده انتظار جبران يا كاري خاص را ندارد ولي با اينكه ما شكرِ نعمتهاي او را به جا نمي آوريم ولي همواره رحمتِ گسترده اش را بر ما نازل مي نمايد.
چرا ما انسانها فقط در مواقعي خدا را ياد مي كنيم كه به او نياز داريم؟
دختر برای حل مسئله
استاد رفت پای تخته
لبه
چادرش روی زمین کشیده میشد
پسر
یه چشمک به دختر پشت سری انداخت و روشو برگردوند
و
با نیشخندی گفت: بچه ها به شریفی بسپریم
لازم
نیست امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس)
دختر
خیلی جدی و اروم برگشت
و
رو به پسر گفت: *پس کی میخواد تو رو جمع کنه؟!
چون لبخند رو به هر کسی
می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی
یا
حسین سیدی و مولای من نمی
خواهم از دست بدمت
...
صلی الله علی الباکین علی الحسین.
ببخش اگر که قلب من لایق این مهر تو نیست
ببخش اگر که کوچکم بزرگیم حد تو نیست
ببخش که رویم سیه است از اینهمه بار گناه
تقصیر از کار من است که هیچ بدی نزد تو نیست
ببخش که روز و شب من شده گناه و اشتباه
ببخش که چشم تار من لایق دیدار تو نیست
ببخش که دیوانه ام و مست ز جام می تو
ببخش که قلب سیه ام لایق این عشق تو نیست
ببخش که مشکل منم و مشکل گشا فقط توئی
ببخش که حتی تن من لایق شمشیر تو نیست
نفس کشیدنم شده صدا زدن به نام تو
ببخش که حتی نفسم لایق فریاد تو نیست
بسوز این جان مرا که آتش جانم آرزوست
ببخش که ای یار مرا که جان سزاوار تو نیست
شکسته تر از این مخواه که دلشکسته ام بسی
ببخش که قلب منتظر جز در تمنای تو نیست
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
و چه خوش تر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی
اگر خسته جانی بگو یاعلی
اگر روسیاهی بگو یاعلی
اگر ناتوان بگو یاعلی
اگر پرگناهی بگو یاعلی
نمیدانم که بودم چیستم من
اگر پرسید یاران کیستم من
نه صوفیم نه سادوس ریاحی
نه وهابی نه سنی نه بهائی
نه آن را و نه این را دوست دارم
امیرالمومنین را دوست دارم
مسلمانم مسلمان غدیرم
امیرالمومنین باشد امیرم
به قرآن قوم پیغمبر همین است
تمام آیه قرآن چنین است
به کوری دو چشم اهل بدعت
فقط حیدر امیرالمومنین است
اگر گیری وضو با آب زمزم
اگر سجاده گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بام افلاک
اگر از تکبیر گردد سینه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خزوعت
به حمد و قل هوالله در رکوعت
اگر باشد به توحیدت تعهد
اگر گردی شهید اندر تشهد
مبادا به نماز خود به نازی
علی را گر نداری بی نمازی
((یا علی))
در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشهشان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است . و در اين ميان ، زيارت مشهد حسينى از ويژگيهاى برجستهاى برخوردار است . آنانكه توفيق پيدا مى كنند و به زيارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسين (ع) آورده و به جانب اين مدرسه عشق و فضيلت و دانشگاه كمال و تربيت مىگرايند . اينگونه تربيت اجتماعى و يك چنين موسسه تهذيب اخلاق و ادب ، براى هيچ ملتى از ملل گيتى ميسر و مقدورنيست .

البته ملحدين و معاندين و مخالفين مكتب تشيع به خيال خود شبهات و اشكالهاى مى كنند و مى گويند: «زيارت قبور، بت پرستى است ؟!» در حالى كه هر كس كه به زيارت قبور ائمه (ع) مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زيارت نمىكند . چه كسى است كه حسين بن على (ع) را خدا بداند؟!! شيعه، امام را مقرب درگاه خدا مىداند و با توسل به او قربى به خدا پيدا مى كند، همانطور كه خودش در قرآن مجيد فرمود:«به سوى او وسيله بگيريد» (1) امام را وسيله الهى مىداند. زيرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زيارت است كه زائر از اين طريق خود را به درگاه الهى نزديك مىكند، و پيشوايان ما وعده فرمودهاند كه از زائران خود دستگيرى كنند.
امام رضا (ع) مى فرمايد: «هر امامى بر گردن دوستان و پيروانش عهد و پيمانى دارد و وفاى به اين عهد، بإ؛،،ّّ زيارت قبر آنان ممكن مىباشد . و كسى كه به شوق زيارت آنها و با تصديق به فضيلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قيامت قرار مىگيرد.
پس هر زائرى بايد بكوشد تا از اين شفاخانه فيض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود كه صفاى دل و دوستى خاطر و پاكيزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفريدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اينكه هم ظاهر او به جمال و كمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگىها پاك و مصفا گردد.
هر زائرى كه با معرفت و شناخت مقام صاحب اين مرقد و اهداف او به زيارت برود، از صاحب قبر الهام مىگيرد و اصول و تعاليم مكتب را به ياد مىآورد ، و هر زيارت و سلام او سرشار از اين آموزشها و الهامها است.
از طرفى زيارتنامههاى وارده، و خواندن هر كدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفكر واداشته ، متذكر تاريخ و احوال انبيا و اولياى معصوم مىگرداند. تأمل در زيارت عاشورا و ديگر زيارات ، اين مطلب را به خوبى روشن مى سازد كه امامان به اين وسيله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بودهاند ، لذا به آنها تعليم دادهاند كه در زيارت امام حسين (ع) از خداوند بخواهند كه زندگى و مرگشان را «حسين گونه» قرار دهد، و آنها را در دينا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان يجعلنى معحكم فى الدنيا و الاخرة».
به اميد به اينكه خداوند متعال توفيق زيارت حضرتش را در دنيا و شفاعتش را در روز قيامت نصيب ما گرداند، به آثار و بركاتى كه زيارت سيدالشهدا (ع) به دنبال دارد مىپردازيم:
1- آرامش بخشيدن به زائر
قبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مىبخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديدههايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد.
در زيارت يك نوع كشش و نياز الزام آورى انسان را وا مىدارد كه فشارها و فريادهاى درونى را از راهى خارج كند . زائر آن مرقد شريف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نيرو گرفته و نابسامانيها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگىها و فشارهاى وارد بر روان ، و نيز اضطرابها و يأسها را از خودمى زدايند و به آرامش و اطمينانى براى ادامه زندگى دست مىيابند.
2- در امان خدا بودن
به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)
3- زائر خدا محسوب شدن
زيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مىباشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مىباشد؟ فرمود:
«همانند كسى است كه رسول خدا (ص) را زيارت نموده است » . (3)

4- برآورده شدن حاجات و دفع پريشانى
امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمىآيد مگر آنكه خداوند از او دفع پريشانى نمايد و حاجتش را برآورد» . (4)
و نيز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمىرود مگر آنكه خداوند از او پريشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نمايد، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او مىگريند. هر كس او را زيارت كند، وى را تا خانهاش بدرقه مىكنند، و هر كه مريض شود به عيادتش مىروند، و هر كه بميرد جنازهاش را تشييع مىكنند». (5)
5- زيادتى در عمر و رزق
امام باقر (ع) فرموده است : «شيعيان ما را به زيارت قبر حسين (ع) امر كنيد ، زيرا زيارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلايا و ناگواريها مىشود » . (6)
6- آمرزش گناهان
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس حسين (ع) را زيارت كند در حاليكه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آيندهاش را مىآمرزد». (7)
و جابر جعفى در ضمن يك حديث طولانى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: «چون از نزد قبر حسين (ع) بازگشتى ، ندا كنندهاى تو را ندا مىدهد كه اگر آن را مىشنيدى ، تمام عمر را نزد قبر شريف حسين (ع) اقامت مىگزيدى. آن منادى گويد:خوشا به حال تو اى بنده خدا كه سود فراوان بردى و به سلامت (در دين ) دست يافتى. عمل از سربگير كه گناهان گذشتهات آمورزيده شد» . (8)
7- محسوب نشدن ايام زيارت از عمر زائر
امام صادق (ع) فرمود: «همانا ايام زيارت زائران حسين بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حياتشان به شمار مىآيد» . (9)
8- حفاظت زائر در دنيا و آخرت
عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم، كمترين نصيبى كه زائر امام حسين (ع) دارد، چيست ؟ فرمود: «اى عبد الله، كمترين چيزى كه براى او مىباشد، اين است كه خداوند او و خانوادهاش را حفظ مى كند تا وى را به سوى خانوادهاش باز گرداند، و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او مىباشد» . (10)
9- عنايت و توجه سيدالشهدا (ع)
امام صادق (ع) فرمود: «حسين در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى كند . او نگاه مى كند كه چه كسى براى آن حضرت گريه مى كند، پس براى او طلب آمرزش كرده و پدرانش را مىخواند تا براى آن زائر دعا كرده و طلب آمرزش و مغفرت نمايند. سپس امام (حسين) مى فرمايد: اگر زائر من مىدانست كه خدا چه چيزى براى او عطا مى فرمايد شادى او بيشتر از جزع و بىتابى وى مىگرديد» . (11)
و امام حسين (ع) فرمود: «هر كس مرا در زندگانيش زيارت كند، پس از مرگش بازديدش خواهم كرد» . (12)
10- خير و بركت زياد
امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مىدانستند كه چقدر خير و بركت در زيارت امام حسين (ع) وجود دارد ، براى زيارت كردنش با يكديگر مقاتله مىكردند، و هر آينه اموالشان را براى رفتن به زيارتش مىفروختند» (13)
و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مىدانستند كه زيارت قبر شريف حسين (ع) چه مقدار فضيلت و بركت دارد، از شوق زيارت جان مى سپردند و نفسهايشان از شدت حسرت بند مىآمد» (14).
11- برابرى زيارت قبر حسين (ع) با حج
عبدالله بن عبيد انبارى گويد: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدايت شوم ، همه ساله وسايل تشرف به حج برايم فراهم نمىشود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برايت فراهم نگشت ، به زيارت قبر حسين (ع) برو، كه يك حج برايت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسايل مهيا نشد ، عزم زيارت قبر حسين (ع) نما، كه يك عمره برايت منظور مى شود»(15)
12- نام زائر در اعلى عليين ثبت مىشود
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس به زيارت قبر حسين (ع) برود در حالى كه عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلى عليين مىنويسد» . (16)
13- غرق شدن در رحمت الهى
از امام صادق (ع) پرسيدند: ثواب كسى كه قبر امام حسين (ع) را زيارت كند، در حالى كه كبر و غرور نداشته باشد چيست ؟ فرمود: «برايش هزار عمره و حج مقبول نوشته مى شود . اگر شقى باشد، سعيد نوشته مىگردد، و پيوسته در رحمت الهى غوطهور خواهد بود» . (17)
14- دعاى معصومين براى زائر
معاوية بن وهب از امام صادق (ع) نقل نموده كه فرمود: «اى معاويه، زيارت قبر حسين (ع) را از روى ترس وامگذار ، زيرا هر كه آن را ترك كند ، چنان دچار حسرت مىشود كه آرزو نمايد قبرش نزد او باشد . آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در زمره كسانى به حساب آورد كه رسول خدا (ص) و على و فاطمه و امامان معصوم (ع) برايش دعا مىكنند؟» (18)
و نيز فرمود: «همانا فاطمه (س) دختر محمد (ص) نزد زائران قبر فرزندش حسين (ع) حضور يافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مىكند». (19)
15- تجلى خدا
امام صادق (ع) فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى، قبل از اهل عرفات ، براى زائران قبر حسين (ع) تجلى مى نمايد، حوايج آنان را بر آورده مىكند ، گناهانشان را آمرزيده و درخواستهايشان را به اجابت مقرون مىسازد ، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نيز اينگونه عمل مىكند». (20)
16- سعادت
امام صادق (ع) به عبدالملك خثعمى فرمود: «زيارت حسين بن على (ع) را ترك مكن و دوستانت را نيز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزيت را زياد گرداند. خداوند سبحان زندگانى تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمىميرى مگر سعادتمند ، و تو را در سلك سعادتمندان خواهند نوشت » . (21)
17- تأثير زيارت در روز عاشورا
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين را در روز عاشورا زيارت كند ، همانند كسى است كه در برابر او به خون خود غلطيده باشد» .(22)
18- قرار گرفتن در جوار پيامبر و على و فاطمه (ع)
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس مىخواهد در جوار پيامبر (ص) و على و فاطمه (ع) باشد، نبايد زيارت حسين بن على (ع) را ترك كند» (23).

19- تأثير زيارت در روز قيامت
امام صادق (ع) فرمود: «هيچ كس در روز قيامت نيست مگر آنكه آرزو مىكند كه اى كاش از زائرين امام حسين (ع) مىبود زيرا مشاهده مىنمايد كه با زائران حسين (ع) به واسطه مقامى كه در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل مىشود» . (24)
و نيز فرمود: «هر كس دوست دارد در روز قيامت بر سر سفرههايى از نور بنشيند پس بايد از زائرين حسين بن على (ع) باشد» .(25)
و زرارة بن اعين گويد: «امام صادق (ع) فرمود: «زائرين حسين يك برترى نسبت به ساير مردم دارند» پرسيدم : برتريشان چيست ؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مىشوند در حالى كه ديگران هنوز در حال حساب هستند» . (26)
20- رهايى از شدايد قيامت
رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: «من تعهد مىكنم كه در روز قيامت هنگامه رستاخيز ، ضمن ملاقات با زائر حسين (ع)، دستش را بگيرم و از مراحل هولانگيز و سختيهاى قيامت نجاتش بخشيده و او را به بهشت وارد كنم».(27)
21- نجات از آتش جهنم
امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زيارت نمايد، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مىسازد، و روز ترس بزرگ (قيامت) او را ايمن مىدارد . از خداوند نيز هيچ حاجتى از حوائج دنيا و آخرت را طلب نمىكند مگر آنكه به او عطا مىنمايد» (28).
اين آثار و آثار ديگرى كه به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذكر نكرديم ، همگى به بركت وجود حضرت سيدالشهدا (ع) است كه اميدوارم هر چه زودتر توفيق زيارت مرقد مطهرش نصيب تمام عاشقان گردد.
می خونم تا بدونن امیر و مقتدام کیه تا بدونن که گدای کی ام و آقام کیه
اونی که پر میزنه دل به هواش اونی که ریخته خداتموم عالموبه پاش
اونی که علی میگه الهی من بشم فداش
اونی که مرده رو زنده میکنه با یک نگاش اونی که خدامیخونه روزوشب روضه براش
اونی که بالا ترازعرش خداست صحن وسراش اونی که آروزمه تا جون بدم رو قدماش
اونی که حضرت زهرا شده صاحب عذاش اونی که ذکر لب فرشته هاس یک نفره
ارباب من حسین که از عالمی سره
اونی که بالاتر از ماه خداست محرمش اونی که تمومه عالمین گدای کرمش
اونی که جون داده به عالم و آدم از دمش
اونی که خدا می خواد بالا بمونه پرچمش اونی که آدم میسازه توی بزم ماتمش
اونی که حضرت عباس شده صاحب علمش
اونی که بال و پر فرشته باز شده زیر قدمش اونی که باب المراد انبیاءاست یک نفره
ارباب من حسین که از عالمی سره
اونی که بنددل فاطمه ازداغ غمش پاره شده اونی که دنبال کاروان عشق خشت لب آواره شده
اونی که هرکی شنید وصفشو بیچاره شده اونی که پیش خداحسابش ازهمه جداس یک نفره
ارباب من حسین که از عالمی سره
اونی که مهدی فاطمه شده سینه زنش اونی که سه روز رو خاک کربلا مونده تنش
اونی که زینب و کشته غصه پیراهنش
اونی که با لب تشنه جدا شد سر از تنش اونی که هزار زخم نیزه بود رو بدنش
اونی که کشته شدو کسی نکرده کفنش اونی که غریب دشت کربلاس یک نفره
ارباب من حسین که از عالمی سره

عطشاناز القاب سید الشهدا که تشنه در کربلا به شهادت رسید . این تعبیر در روایات ، تواریخ و زیارتنامه ها درباره آن امام آمده است .
قتیل العبرات
کشته ی اشک ها ؛ شهیدی که هم نامش گریه آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای عاشورا است .
روايت از امام حسين (ع ) است كه: انا قتيل العبرات ، من كشته اشكهايم .
در حديث ديگرى فرموده است : انا قتيل العبرة ، لا يذكرنى مؤمن الا استعبر ، من كشته اشكم ، هيچ
مؤمنى مرا ياد نمىكند ، مگر آنكه اشك در چشمانش مىآيد .
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست
علم فاطمه دست قلم عباس است

عباس کودکان در خیمه بی تابند ساقی غنچه ها لب تشنه آبند
دشمن در هراس زور بازویت زینب چشم براه دیدن رویت
دیری است بر سر زلفت گرفتارم عمری است که گره خورده به تو کارم
عباس ای نمایشگاه زیبایی والله خون چکد از چشم تو ساقی
ای دل ماه من از صدر زین افتاد بنگر پرچم حق بر زمین افتاد
بی ابوالفضل بی کس و کارم بر ابوالفضل من گرفتارم
یا ابوالفضل یا ابوفاضل
عباس ای گل عالم پسند من عباس ای سوار قد بلند من
عباس جان من بر جان تو بسته عباس ای امید این دل خسته
عمری است توعصای دست من هستی دیری است راه غم بر قلب من بستی
عباس ای سپاه و ای علمدارم عباس یوسفی رونق به بازارم
یا ابوالفضل یا ابوفاضل