توسل  به پنج تن آل عبا

اخبار و احادیث بسیاری در اختیار داریم که انبیاء به طور مطلق، و اصفیاء آنان چون آدم علیه السلام و داود علیه السلام و شعیب علیه السلام و ایوب علیه السلام و لوط علیه السلام و ادریس علیه السلام و پیغمبران اُولواالعزم چون نوح علیه السلام و ابراهیم علیه السلام و موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام به حضرت خاتم النبیین پیامبر اکرم و امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام متوسل می شدند و برای رفع مشکلات و مغفرت خطایا و ارتقاء مقامات از ارواح تابناک آنها استمداد می جستند.

البته این به جهت عُلُو مقام و نورانیت معنوی و ملکوتی آنهاست که برای التماس و التجاء به درگاه حضرت احدیت خود را ناچار از استمساک از این آیات الهیه میدیدند؛ و الا این مقام ، مقامِ اعتباری و امر تشریفی نیست ، زیرا این نوع اعتباریات در حقائق راهی ندارد؛ آن أصالت و واقعیت و آن طهارت مطلقه ذوات طیبه خمسه بود که همه سابقین و لاحقین را به خضوع و خشوع در می آورد، و برای وصول به درگه قرب حضرت باری تعالی شأنُه العزیز ناچار از عبور از حجاب اقرب و تجلی اعظم و ناچار از ظهور نور احدی در مرآت دلهای خودشان ، از این مرایا و آئینه های تابناک بودند.

همین شفاعت خمسه طیبه بوده است که خداوند به برکت آن آتش را بر ابراهیم بَردًا و سلامًا فرمود، و کشتی نوح را به سلامت به جودی رسانید، و عصا را در دست موسی اژدها نمود و سپس آنرا بازگردانید، و طلوع نور پیروان آنها بود که در درخت به أنا الله دریچه توحید را به روی او گشود و او را در وادی معرفت کشانید، و او را با سبطیان از شر فرعون و قبطیان نجات داد و آب را بر آنها مَعْبر نمود و فرعون و پیروانش را دستخوش غرقه ساخت . و نور خمسه طیبه بود که بینات و آیات به عیسی بن مریم عنایت کرد، و او مرده زنده میکرد و کور مادرزاد شفا میداد و مبتلا به مرض پیسی را خوب میکرد؛ و بطور کلی تمام حالات معنوی در خلوت های روحانی همه پیامبران و اولیاء خدا بواسطه شفاعت و وساطت آنها بود. و از نقطه نظر برهان فلسفی ، محال است کسی بتواند بطور طفره مسافتی را بپیماید. عبور از مراحلِ نفس تا طلوع نور توحید، در سفر معنوی و ملکوتی سالکان راه حقیقت ، بدون عبور و استمداد از این آیات الهیه با این اصل مسلم که میدانیم: حجاب أقرب و اسم أعظم و آیت کبری و مقام بین البینی و جمع الجمعی هستند، محال است...